رسانه اینترنتی بیدارباش

پادکست ها
اخبار
قلم نوشت
پرسش و پاسخ

من

نوشته شده در 01 مرداد ماه 1394 - توسط Admin
1143
0

"من"


هر وقت به مرگ فكر مي كنم انگيزه ي بالاتري براي آزادي در وجودم نقش مي بندد!!
آزادي در انديشه.
آزادي در بيان.
آزادي در دوست داشتن.
آزادي از آزادي!!

هر بار به عالم بعد از مرگ فكر ميكنم - به سلطنتِ حقيقت -همه ي قفل هاي منفعت طلبي ، از دست و پايِ زبانم باز مي شود.
مرگ پايان نيست.
دنيا، نام زني است كه در رحم زمين همه ي ما را باردار است.
اما اين بار قضا و قدر به دست ماست. تا در فرصت عمر نقش جمال خويش را ترسيم كنيم!! چشم باز كنيم و بال و پري بگشائيم !!!
اين گوي جادو-رحمِ زمين- هيچ مرزي ندارد .
نه مرزي در مكان و نه حتي مرزي در زمان !!!
ميتواني به هزار و چهارصد سال قبل برگردي و كنار "يتيم عرب" مهرباني را مشق كني !
ميتواني نيمه شبي رازآلود كيسه ي نان و خرمايي بر دوش بگيري وبازي شير مرد فاطمه ي بنت اسد با بچه هاي كوفه را به تماشا بنشيني!!
مي تواني به عقب تر برگردي
به ميان مرداني با قد و بالايي چون نخل، قوم عاد و ثمود!!!
من بار ها و بارها به ميان قوم هود و صالح رفتم و با آنها عذاب شدم !! ولي به حكم آزادي از پيامبران الهي در دادگاه مهرباني خداوند شكايت كردم كه چرا صبور تر نبوده اند!!! به عنوان شاهد زينب (س) دختر علي (ع) را به دادگاه خوانده ام !!!؟ انگشت به دهان همه ايستاده اند از اين همه صبر.
چشم باز كن ما مسافريم!! مسافر به مهمانسرا دل نمي بندد....
آزادي را زندگي كن.

پي نوشت:
خداند در قرآن برخي انبيا سلام الله عليهم را نقد كرده است.
فَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ وَلَا تَكُنْ كَصَاحِبِ الْحُوتِ إِذْ نَادَى وَهُوَ مَكْظُومٌ (48) لَوْلَا أَنْ تَدَارَكَهُ نِعْمَةٌ مِنْ رَبِّهِ لَنُبِذَ بِالْعَرَاءِ وَهُوَ مَذْمُومٌ (49)

آخرین قلم نوشت ها:
نظر خود را اینجا ثبت کنید
برای ثبت نظرات خود لطفا وارد شوید
نظرات
هیچ نظری ثبت نشده است.
برای عضویت در خبرنامه شماره موبایل خود را وارد کنید
لطفا منتظر بمانید...